Email: caoi.ir@post.com Telegram ID: @caoiran

Study

 

 

سیر تحول معماری بناهای عمومی تهران

سیروس سمیعی

فصلنامه آبادی -سال پنجم ،شماره نوزدهم ،زمستان ۱۳۷۴- صفحات ۸۳-۷۸

معماری بناهای عمومی تهران,آندره گدار,معماری پهلوی,ساختمانهای عمومی پهلوی,ماکسیم سیرو,دوبرول,بانک شاهی,شمس العماره,هتل هیلتون,مجلس سنا,محسن فروغی,موزه ایران باستان,ایستگاه راه آهن,دانشگاه تهران,

 

این نوشته مقدمه پژوهشی است با همین عنوان که در سال 1373 به سفارش واحد شهرسازی و معماری وزارت مسکن و شهرسازی انجام شده است.

تاریخچه معماری بناهای عمومی تهران فصلی است از تاریخ مدرنیزاسیون کشور؛ سرگذشت ورود نهادهای جدید و بیگانه است و تأثیرشان در محیط انسانساخت؛ روایت انطباق یافتن معماری محلی است با کاربریهای وارداتی و نیز انطباق یافتن معماری وارداتی با فرهنگ و شرایط محلی.در این تاریخچه انواع مختلف بناها را می توان یافت: دانشگاهها، کتابخانه ها، موزه ها، بیمارستانها، ایستگاههای مسافربری، ادارات، مجلسين، بانکها، تماشاخانه ها و سینماها، ورزشگاهها، فروشگاهها، هتلها، و بناهای یادبود شهری. خود این بناها هم به سبکهای مختلف معماری بنا شده اند: نوباروک، آرت دکو، آغاز مدرنیسم، احیای دوران هخامنشی، نوساسانی، سبک بین المللی، و سبک مدرن ایرانی و انواع شیوه ها و مصالح در ساخت آنها به کار رفته است: آجر، آجر و فولاد، قاب فولادی، دیوارهای جداگر، و بتن مسلح.
در این بررسی درباره هریک از گونه های ساختمانی به تفصیل سخن گفته شده، اما چون تاریخ مستند و روشنی از معماری شهر تهران در دست نیست، در ابتدا نکاتی درباره سیر تحول معماری و سبکهای معماری در تهران آمده است.
گام اول برای نیل به این هدف، تنظیم ساختمانها به ترتیب زمانِ پایانِ ساختمان آنهاست .(که با تصاویر مربوطه همراه شده است).
در ارزیابی شتابزده این بناها چند مسئله مطرح می شود که ذکرشان در اینجا مفید خواهد بود. اول آنکه گرچه می توان برای معماری شهر دوره های مجزایی فرض کرد، استثناهایی که تن به طبقه بندیهای دقیق روندهای تاریخی نمی دهند بسیار زیادترند. به همین دلیل، ویژگی دورۀ ورود نهادهای غربی را که در زمان سلطنت سلسله قاجار رخ داد، می توان انطباق کارکردهای غربی (دانشگاهها، آمفی تئاترها و غیره) با روشهای ساختمانی محلی ساخت (مثل دارالفنون یا تکیه دولت) دانست؛ یا برعکس، ویژگی آن را جای دادن کارکردهای جدید در ساختارهایی اساساً سنتی (بانک شاهی ایران، بیمارستان) قلمداد کرد.
در دوره های بعدی هم می توان این تنوع سبک و معماری را یافت؛ مثلا مدرنیسم ایستگاه راه آهن (۱۳۱۶) و دانشگاه تهران ( ۱۶- ۱۳۱۳) در کنار تاریخی گری بانک ملی (۱۳۱۵) یا بنای شهربانی کل (۱۳۱۶) قرار می گیرد. به همین ترتیب، سبک بین المللی ساختمان وزارت کشاورزی (۱۳۵۴) در کنار تفسیر مدرن از معماری سنتی در ساختمانهایی چون تئاتر شهر (۱۳۵۰) و موزه هنرهای معاصر جای می گیرد.باتوجه به این دشواری، که اغلب در طبقه بندی سبکهای معماری به دوره های مجزا پیش می آید، دوره بندی معماری را می توان به صورت زیر فرض کرد:

١. ورود نهادهای غربی (۱۳۱۲- ۱۲۳۰)

ویژگی اصلی این دوره ورود نهادهای غربی به کشور است که یا در همان ساختمانهای موجود مستقر شدند، یا در بناهایی که روایت ایرانیان از بناهای غربی بودند.بدین ترتیب، در وهله اول، مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۵۰ تأسیس شد که طرح بنای آن را میرزا رضا مهندس باشی داد که به لندن هم سفر کرده بود و گفته می شود که در طرح خود از مجتمع نظامی واقع در ووليچ الهام گرفته است. تکیه دولت در سال ۱۲۶۲ زیر نظر معیرالممالک ساخته شد که از آمفی تئاترهای اروپا الهام گرفته بود. ایستگاه راه آهن برای نخستین خط آهن کشور (از تهران به شاه عبدالعظیم) را هم بلژیکیها در حدود سال ۱۲۶۷ ساختند که در آن موتیفها و طرحهای باروک ایرانی پذیرای کارکردی وارداتی می شود. از همه مهمتر، شمس العماره بود که در سال ۱۲۴۶ زیر نظر معیرالممالک به سبکی ساخته شد که به قول اعتماد السلطنه سبکی جدید و حیرت انگیز بود.
این بناها همگی نمایانگر پذیرش کارکردهای غربی و سبکهای معماری غرب و آمیزش آنها با شیوه های ساخت سنتی ایران و ذوق سنتی ایرانیان اند. شاید علتش دوری از منابع الهام در اروپا، یا صرفاً به این علت باشد که آنها را معماران و صنعتگران ایرانی با مصالح و روشهای محلی ساخته بودند. به هر حال، هریک از این بناها، که برای جای دادن به کارکردهای جدید ساخته شدند، از لحاظ اجرا به نحو بارزی ایرانی است، هرچند که از الگوهای غربی سرمشق گرفته باشد.
در همین زمان، گرایشی به استقرار کارکردهای جدید - بیمارستانها، بانکها و غیره - در بناهای مسکونی پیدا شد، به همین دلیل بود که مریضخانه، نخستین بیمارستان شهر (۱۲۳۲)، در خانه ای مسکونی تأسیس شد، بانک شاهی ایران فضایی مسکونی را برای استقرار خود اجاره کرد (حدود ۱۲۷۱)، مجلس جدید (۱۲۸۵) در ویلای متعلق به سپهسالار که به سبک کاخهای اروپایی بود مستقر شد، و ایستگاه بی سیم هم در قصر قجر جای گرفت.( ۱۳۰۶)
استقرار این کارکردهای وارداتی در بناهای مسکونی حاکی از روندی مهم در معماری است، زیرا در غرب در آن زمان هر کارکردی در سازه ویژه خود جای می گرفت. این هم که در بناهای مسکونی محل استقرار این کارکردها عناصری از سبکهای غربی وجود داشت، در تاریخجه معماری تهران که در آن غالباً در دوره قاجار پیشتازی سبکهای معماری در بناهای مسکونی تجلی می کرد، حائز اهمیت خاص است. به هر حال، این روند را باید در تاریخچه دیگری از معماری به تفصیل بررسی کرد.

نظم جدید: مدرنیزاسیون و تاریخی گری(۱۳۱۲-۱۳۲۵)

از حدود سال ۱۳۱۲، با بازسازی ساختمان مجلس شورا، معماری تهران گامی دیگر به غربی شدن نزدیک می شود. ساختمانهای جدیدی برای وزارتخانه ها ساخته می شود تا کارکردهای یک دولت مدرن را که پیشتر در اقامتگاه وزرا یا گهگاه در کاخهای قاجار مستقر بود در خود جای دهد. ایستگاه راه آهن (۱۳۱۶)، دانشگاه تهران (۱۳۱۳-۱۶)، استادیوم امجدیه (۱۳۱۷)، پستخانه مرکزی (۱۳۱۵)، بانک ملی (۱۳۱۵)، موزه ایران باستان (۱۳۱۶)، وزارت خارجه (۱۳۱۷)، کتابخانه ملی (۱۳۱۸)، و بیمارستان هزار تختخوابی (۱۳۱۹) همگی در این دوره ساخته شدند. این بناها موج احداث بناهای عمومی در تهران و ورود و توسعه نهادهای غربی را در مقیاسی بی سابقه نشان می دهند.
در این دوره چند گرایش مهم به چشم میخورد که مهمترینشان احداث بناهایی است که اساساً مدرنیستی اروپایی اند و گاه موتیفهای ایرانی از عهد هخامنشی، صفوی و ساسانی زینتبخش آنها شده است. تزئینات به کنار، این بناها عمدتاً از لحاظ تکنولوژی ساخت و سبک معماری اروپایی هستند. اغلب آنها را معماران اروپایی و گهگاه معماران ایرانی تحصیلکرده اروپا ساخته اند. چند استثنای قابل توجه هم در میانشان هست که حاکی از آمیزش معماری اروپایی و ایرانی است.
متاسفانه یافتن شواهد مستند مربوط به بسیاری از این بناها بسیار دشوار است. هرچند اغلب ساختمانها را به معمارانی معین نسبت میدهند، روایات متناقض اند و بدون داشتن شواهد مستند و قاطع نمی توان روشن کرد که معماران آنها چه کسانی بوده اند. اما براساس شواهد و مدارک موجود، روندهای زیر را می توان مشخص کرد: در این دوره، کارکردهای مختلف را بیشتر در گونه های ساختمانی مربوط به خود جای می دادند، مثلاً وزارتخانه ها به عوض كاخها در ادارات مستقر شدند (هرچند جالب است بدانیم که گاه لفظ کاخ در نام آنها باقی مانده: کاخ دادگستری، کاخ وزارت خارجه)، دانشگاهها در محوطه ای خاص مستقر شدند، بانکها در ساختمانهایی جای گرفتند که مخصوص بانک ساخته شده بود، و تأسیسات ورزشی را هم به استادیومها منتقل کردند.هرچند این بناها اساساً از لحاظ پلان، تکنولوژی ساخت، و مصالح مدرن هستند، گاه با موتیفهای معماری ایرانی تزئین شده اند.
از جمله نخستین این ساختمانها، ساختمان مجلس شوراست، که پس از آتش سوزی سال ۱۳۱۰، در سال ۱۳۱۲ بازسازی شد. این ساختمان به سبکی اروپایی ساخته شده، هرچند ستونها و ریزه کاریهای نوهخامنشی و نوصفوی زینتبخش آن شده است. بانک شاهی ایران نیز دفتر مرکزی خود را در میدان توپخانه در سال ۱۳۱۲ به پایان رساند. پلان این ساختمان، که طرحش را آرچیبالد اسکات داده بود، نمونۀ نوعي بانکهای اروپایی است که به موتیفهای ایرانی چون ستونهای مقرنس و کاشیکاری مزین شده است.
زیگوراتها وشیرها و گاوهای نر عهد هخامنشی در بانک ملی (هاینریش، ۱۳۱۵) و شهربانی کل (باغليان؟ ۱۳۱۷) همه عناصر آشنای معماری ایرانی اند. جزئیات داخلی بانک ملی کاملاً اروپایی و حتی ویکتوریایی است، اما در نمای آن نقش برجسته سپاهیان شکست ناپذیر، مثل آنها که در تخت جمشید دیده می شوند، به چشم می خورد. شاید این مسئله بیش از هرجا در بانکها، و در کاخ دادگستری (سووا، آغاز در ۱۳۱۶ و تکمیل پس از تاخیر در سال ۱۳۲۵) بارز باشد. در کاخ دادگستری با آن مقیاس عظیم تکنولوژی بتن که به کار رفته، افریزهایی از گذشته تاریخی ایران زینتبخش بنا شده است.
این نوع تزئین در تمام این دوره ادامه می یابد و در واقع در تضاد با مدرنیسم کارکردی و سازه ای ساختمانهای دانشگاه تهران ( ۱۳۱۳-۱۶ ) قرار می گیرد که همگی به سبک کلاسیک بی پیرایه خاص معماری اروپایی آن دوره و به دست معمارانی چون سیرو و دوبرول ساخته شدند. در این بناها برای اولین بار استفاده از بتن در نماها در مقیاس وسیع صورت می گیرد. به همین ترتیب، ایستگاه راه آهن (کامپساکس، ۱۳۱۶) و ساختمان رادیو (هوختيف، ۱۳۱۹) نیز به سبک کاملا مدرن ساخته شدند.
شاید ساختمانی که در آميزش معماری ایرانی و اروپایی در این دوره از همه موفقتر بود، موزه ایران باستان (گدار و سیرو، ۱۳۱۶) باشد که در طرح آن از دوره های ساسانی و اسلامی الهام گرفته شده بود و در عین حال در ساخت آن تکنولوژیهای مدرن به کار رفته بود تا نهادی جدید را در خود جای دهد.
نباید نادیده گرفت که معماران بسیاری از بناهای این دوره اروپایی بودند: مارکف، گدار، سیرو، دوبرول، هاینریش، و اسکات، و پیمانکاران هم اغلب اروپایی اند: سنتاب، هوختیف، اشکودا، و کامپساکس. جالب توجه آنکه تعدادی از این معماران برجسته، باستان شناس هم هستند، مثل گدار و سیرو، که در دوره ای کار می کردند که هرتزفلد داشت در تخت جمشید آثاری شگفت آور را از دل خاک بیرون می کشید (۱۳۱۵) و ملی گرایی هم ورد زبان همه بود.
شاید نقشی که این معماران در تثبیت حرفه معماری در تهران بازی کردند، از بناهایی که از آنها به جای مانده مهمتر باشد. در نتیجه تلاشهای آنها در آن سالها بود که حرفه معماری در ایران رشد کرد و وظایف از هم تفکیک گشت و مقررات و شرح وظایفی تدوین شد. در واقع، قراردادهایی که در این دوره با معماران بسته می شد، مبنای تعریف مسئولیتها و شرح وظایف معماران در سالهای بعد قرار گرفت. افزون بر این، بسیاری از این معماران استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هم بودند که بانی آن آندره گدار بود.



غربی شدن و سبک بین المللی (۱۳۲۱-۱۳۵۶)

هرچند معماری دوران مدرنیزاسیون در تهران تا حد زیادی مدیون کارکردگرایی و تاریخی گری معماران اروپایی است، آغاز غربی شدن معماری در تهران را می توان حدوداً سال ۱۳۲۵ و ساختن وزارت مالیه به وسیله فروغی دانست. نمای اصلی این بنا به سبک بوزار است و جناحهای ساختمان کاملا سبک مدرن دارند. به دنبال ساخته شدن این بنا، چندین بنای مدرنیستی برای اداره رادیو و ایستگاههای قطار و نیز ادارات و بانکها طراحی بدین ترتیب بود که سیحون بانک سپه شعبه مرکزی را با بتن و بدون تزئینات طراحی کرد (۱۳۳۲)، فروغی و غیائی ساختمان مدرنیستی مجلس سنا را طراحی کردند (۱۳۳۸) و ساختمان مرکزی شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۳۴۰ براساس طرحهای اتحادیه و فرمانفرمائیان ساخته شد. ساختمان شرکت ملی نفت ایران که با تکنولوژی دال بتنی ساخته شده، بیش از هر بنای دیگری تجسم پیروزی سبک بین المللی است که در سالهای بعد در ساختمان ادارات بی شماری به کار گرفته شد.
زیبایی شناسی کارکردی و مهندسی در سازه هایی چون استادیوم ورزشی فرح آباد ( درویش، ۱۳۴۵) نیز به چشم می خورد، و تالار رودکی هم به سبک مدرنیستی توسط آفتاندلیان طراحی شد و در سال ۱۳۴۶ بنای آن به پایان رسید؛ البته در پرداختهای فضای داخلی این بنا از موتیفهای زیگورات استفاده شده است. وزارت کشاورزی (فرمانفرمائیان، ۱۳۵۴) هم ادامه دهنده همان سبک بین المللی است که ویژگی اصلی این بناهاست.مشابه این سازه ها را در پایتختهای متعددی در جهان می توان یافت. اما آنها را معماران تحصیلکرده غرب در تهران ساخته بودند. سبک بین المللی در آن دوره رواجی تام داشت و فرم از کارکرد تبعیت می کرد، و روز به روز بر تعداد بناهایی که به زیبایی شناسی مهندسی وفادار بودند افزوده می شد. اما در همین زمان روند دیگری داشت در کنار روند بالا ظهور می کرد که همانا به دست دادن تعبیری دوباره از میراث معماری ایران در سازه های مدرنی بود که معماران ایرانی تحصیلکرده وطن و خارج از کشور طراحی می کردند.

مدرنیسم ایرانی (۱۳۵۰-۱۳۷۳)

از سال ۱۳۵۰، ساخت بناهای مدرنی آغاز شد که از میراث معماری ایران الهام گرفته بودند. این معماران، با استفاده از تکنولوژیهای مدرن ساخت و زیبایی شناسی مدرنیستی درصدد برآمدند تا تعبیری دیگر از معماری سنتی ایران به دست دهند. شاید برجسته ترین بنا در میان نخستین بناهای به سبک مدرن ایرانی، بنای یادبود میدان آزادی باشد که امانت آن را در سال ۱۳۵۰ طراحی کرد. طرح این بنا، که به شکل طاق پیروزی ساخته شده، از طاق کسری در تیسفون الهام گرفته که با بیانی مدرن با موتیفهای اسلامی همراه شده است.در همین زمان «سردار افخمی و شرکا» تئاتر شهر (۱۳۵۰) را ساختند و الهام بخش «داض» در طراحی موزه هنرهای معاصر (۱۳۵۶) نیز معماری بومی کویری بود. طراحی مرکز بین المللی پژوهش مدیریت را اردلان در سال ۱۳۵۹ انجام داد که نقطه حرکتش معماری شهرهای کویری بود، و در ساختمان امانت (۱۳۵۱) هم تعبیری دوباره از بازار دیده می شود؛ این بنا در حال حاضر محل سازمان میراث فرهنگی است.این روند به کارگیری معماری سنتی ایران در پلان، نما، تزئینات و کل پرداخت در چارچوب زیبایی شناسی مدرن شاید مهمترین روند در تاریخ اخیر معماری باشد. تجلی آن را می توان در کار دیبا در فرهنگسرای نیاوران هم دید، و در کار فرمانفرمائیان در استادیوم آزادی (۱۳۵۳)، در کار مظلوم در سازمان حج و زیارت (۱۳۶۹) و نیز در طرحهای اخیر برای کتابخانه ملک (۱۳۷۴) که آستان قدس رضوی عهده دار آن شده است. این روند نشانگر احیای علاقه به تاریخ معماری کشور است و در آن زیبایی شناسی ایرانی با ذوقی مدرنیستی در هم آمیخته است.

گونه شناسی بناهای عمومی که در این مطالعه بررسی شده اند:

دانشگاهها:

دارالفنون، کار میرزا رضا مهندس باشی، ۱۲۳۰.

تربیت معلم (دانشسرای عالی)، مارکوف ، ۱۳۱۱.

دانشگاه تهران، گدار، سیرو، دو برل، فروغی و دیگران، ۱۳۱۳.

مرکز بین المللی آموزش مدیریت، نادر اردلان، ۱۳۵۹.

کتابخانه ها:

کتابخانه ملی ایران، آندره گدار و ماکسیم سیرو، ۱۳۱۶.

کتابخانه مجلس، محسن فروغی، ?۱۳۴.

کتابخانه ملک، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳ در دست ساخت.

موزه ها:

نگارستان، استاد عبدالله خان و استاد آقاجانی ۱۲۲۸ تا ۱۲۳۰.

ایران باستان، گدار و سیرو، ۱۳۱۶.

هنرهای معاصر، داخل و همکاران، ۱۳۵۶.

آبگینه، هانس هولين، ۱۳۵۶.

پایانه ها: گار ماشین دودی، شرکت راه آهن بلژیک، ۱۲۳۷.

ایستگاه راه آهن، کامپساکس، ۱۳۱۶.

فرودگاه مهرآباد، محسن فروغی و سنتاب،۱۳۳۷

ترمینال مسافربری جنوب، مشاور اتحادیه و همکاران و شرکت انگلیسی ک.ب. ار،۱۳۵۹.

ورزشگاهها:

امجدیه، ناشناخته، ۱۳۱۷.

مجموعه ورزشی فرح آباد، درویش، ۱۳۴۵.

مجموعه آزادی، عبدالعزیز فرمانفرمائیان،۱۳۵۳

نمایش خانه ها:

تکیه دولت، زیر نظر معیرالممالک، ۱۲۵۲.

تالار فرهنگ، آفتانداليان، ۱۳۱۶.

تالار رودکی، آفتاندالیان، ۱۳۴۶.

تئاتر شهر، سردار افخمی و همکاران، ۱۳۵۰.

بانکها: بانک شاهی قدیم، منزل بازسازی شده،۱۲۶۹

بانک شاهی جدید، آرچی بالد اسکات،?۱۳۱

بانک ملی ایران (صندوق پس انداز)، احتمالا هاینریش، ۱۳۱۵.

بانک سپه، هوشنگ سیحون، ۱۳۳۲.

بانک ایرانیان، حیدر غیائی، ?۱۳۵.

بناهای یادواره ای:

شمس العماره زیر نظر معیرالممالک، ۱۲۴۶.

سردر باغ ملی، معمار ناشناخته، ۱۳۰۱.

بنای آزادی، امانت و همکاران، ۱۳۵۰.

بیمارستانها:

مریضخانه، منزل مسکونی بازسازی شده، ۱۲۳۲.

هزار تختخوابی، معمار ناشناخته، ۱۳۱۲.

بیمارستان پارس، احتمالا مهندسان مشاور بنیان، ۱۳۵۱

مجلسهای قانونگذاری: اولین مجلس شورای ملی، منزل بازسازی شده سپهسالار، ۱۲۹۶. مجلس شورای ملی بازسازی شده پس از آتش سوزی، ۱۳۱۲.

مجلس سنا، محسن فروغی و حیدر غیائی،۱۳۳۸

ادارات دولتی:

پستخانه، معمار ناشناخته،۱۳۰۷

وزارت دادگستری، اشکودا، ۱۳۲۵.

وزارت دارایی، محسن فروغی، ۱۳۲۶.

شرکت نفت، یحیی اتحادیه و عبدالعزیز فرمانفرمائیان، ۱۳۴۰.

وزارت کشاورزی، عبدالعزیز فرمانفرمائیان،۱۳۵۴

حج و اوقاف، مظلوم، ?۱۳۶.

سینماها: گراند سینما، معمار ناشناخته،۱۳۰۴

سینما نیاگارا، سیمون آبکار، ؟۱۳۵.

فروشگاههای بزرگ:

فردوسی، معمار ناشناخته،۱۳۲۳

ایران، معمار ناشناخته، ?

هتلها:

گراند هتل، معمار ناشناخته، ?.

هتل در بند، وارطان، ۱۳۱۱.

هیلتون، فروغی، ظفر، صادق، غیائی و راجیان، اسکوایر و شرکا، ۱۳۳۹.