Email: caoi.ir@post.com Telegram ID: @caoiran

Study

 

بحران هویت و عدم بهره گیری از الگوهای کهن در معماری معاصر ایران

میترا آزاد
استادیار مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی

فصلنامه آبادی - سال شانزدهم شماره پنجاه و دوم پاییز 1385-صفحات 39-34

هویت و معماری معاصر ایران, معماری معاصر ایران و الگوها, معماری مدرن ایران, معماری ایران در دوران قاجار, نقد هویت معماری معاصر ایران

 

 

Written by: Mitra Azad

Abstract: The art of Architecture in any civilization or at any period is one of the cultural symbols of the communities. The contemporary Architecture of Iran, in contrast to the traditional Architecture is undergoing identity crisis. The need for mass production, as well as the gap in educational curriculum for teaching traditional Architecture (which has reduced the traditional Architecture for 2 or 4 theoretical university units), from one hand, and not being able to appreciate the main components of IslamicIranian Architecture, has resulted in the identity crisis for the contemporary Iranian Architecture In this article, first the history of Iranian Architecture is reviewed from historical point of view, then having extracted traditional Architectural concepts and models, they are used to identify current models in the contemporary Architecture of Iran, which hopefully will enable us to create desired spaces based on the mystical Architecture of Iran.

Assistant Professor of the Center for High Education of the Cultural Heritage Organization.

 

مقدمه

 یکی از هنرهایی که بیشترین ارتباط را با زندگی مردم دارد، هنر معماری است. ما هر روز در فضایی که ساخته نوع بشر است به سر می بریم و به انواع مختلف فعالیتها می پردازیم. نظر به پیوند استوار و ناگسستنی معماری با فرهنگ جامعه این هنر از بارزترین جلوه های فرهنگ و هنر هر قوم در هر دوره تاریخی و نمایشگر گویای دوره و زمان خلق و جهان بینی آفریننده و باور جمعی غالب محیط اثر می باشد. دگرگونی های معماری با سایر تغییرات در عرصه های زندگی و هنر همراه و متناوب است.
معماری سنتی ایران که در زمان و مکان خود یکی از با ارزش ترین میراثهای فرهنگی جهانی به شمار میرود، در طی قرون گذشته با غنای ویژه خود بر معماری سایر فرهنگ ها و تمدن ها نیز تاثیر می گذاشت، ولی امروز فاقد سرمشقهای شاخص و بدیع است که بتواند مولد جریانهای مترقی معماری باشد. تحولاتی که از آغاز قرن بیستم آغاز شد، موجب گسیخته شدن رشته های استوار بین برخی از مظاهر و جلوه های زندگی با فرهنگ جامعه شد و در نتیجه طی روندی به اقتباس از مظاهر و تمدن و فرهنگ غرب پرداخته شد. دانش معماری امروز با نگاهی حسرت بار به تجربیات روزافزون و ارزنده دیگر کشورها و جذبه های بی رقیب نظریه ها و سبک های معماری به تقلید و کپی برداری خلاصه شده است؛ این بی گمان به معنای پذیرش نوعی سلطه فرهنگی است. در این جریان معماری سنتی نیز از حرکت باز ایستاد و در بسیاری از عرصه ها پیش از آن که فرصت و امکان انطباق با تکنولوژی و شرایط جدید را بیابد، مورد بی توجهی قرار گرفت.
عرضه خدمات و امکانات در شهرها و در نتیجه مهاجرت بی رویه روستاییان، ازدیاد جمعیت و حاشیه نشینی، نیاز به ساخت وساز انبوه، نبود امکانات آموزش هنر معماری برای هنرمندان معماری سنتی و از بین رفتن اطلاعات و نظریه های مربوط به آن، موجب از بین رفتن معماری اصیل این مرز و بوم شد.
طرفداران معماری سنتی در ایران به کهنه پرستی، بنیادگرایی، عقب افتادگی و تحجر محکوم شدند و هیچگاه جمعی از معماران دلسوز و فرهیخته و علاقه مند به هنر و معماری ایرانی تشکیل نشد تا به راهکارهای عملی و صحیحی برای یافتن راه حل های مناسب جهت ارائه معماری با زبان و بیان خودی و منطبق با فرهنگ ایرانی و همسو با نیازهای جامعه امروز بینجامد.

زبان و بیان در معماری معاصر ایران

«بیان معمارانه به مثابه بیانی مرکب از بیان ادیبانه، بصری، تجسمی، موسیقیایی و در عین حال فنی و علمی و تکامل یافته ترین شکل بیان اندیشه و معرفت قلمداد می شود.»۱
در برابر خرده گیرانی که مدعی اند، بناهای هزاره سوم را نمی توان با معماری (خودی) پدید آورد، یادآوری می کنیم که در اینجا نه درباره یک صورت و شکل معین ساختمان بلکه درباره بیان خاص خودمان سخن می گوییم بیانی که در هر بنایی میسر است. به همین دلیل فن آوری امروز نیز مانعی برای دستیابی به معماری خودی با بیان خودی نخواهد بود.
استفاده از خرپاهای فضایی و سازه های پیچیده، حجمهای شیشه ای با سقف های پارچه ای و سنگ های طبیعی- مصنوعی و بهره گرفتن از پله برقی و آسانسور در (معماری خودی) منعی ندارد و هر کجا معمار صلاح بداند می تواند آن را بکار گیرد.
مشکل معماری امروز ما فقط فقر فن آوری نیست. گو اینکه بهره گیری از سازه های پیچیده ما را نگران ساخت وساز  آن می کند ولی بیش از همه، دغدغه فکر و شکل بیان فکر خودی داریم چون فوراً مورد استهزاء کسانی که به تقلید از مجله های خارجی، یا بناهای مدرن غربی خو کرده اند قرار می گیریم. گویی ضروری است که معماری امروز ما معماری بی اعتقادی و آشنازدایی باشد.
لازمه اعتقاد و بیان آشنا در معماری این است که اصالت معماری گذشته خود را باور کنیم و به مضامینی از معنویت و روح سرشار جاری در معماری پیشین به عنوان معانی ای بلند برای تمام اعصار تمسک بجوییم تا بتوانیم در جایگاه ارزشمند فرهنگ جهانی، جایی باز کنیم. در واقع معماری ای که با اتکا به فرهنگ خودی ظهور می کند (متعلق به ماست) معماری ای خودی است که به گذشته احترام می گذارد و از سنتهای آن درس می گیرد اما در حسرت گذشته نمی ماند، از اینرو سنت گرایی نیز به معنای مصطلح امروز نیست. ۲

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

به واقع از معماری می توان تعریفی اینچنین ارائه داد :« معماری هنر بیان صوری حقیقت زندگی در کالبدی به مقیاس ۱ / ۱ و در مکان رخداد آن است و به مدد انطباق تجارب پیشین، استخراج صور نو و ابداع شیوه ای نو در بیان آن بسته به قابلیت درک خالق اثر از هستی و حقیقت زندگی و نیز توانایی او در تبدیل معنا به صورت، کیفیتی متفاوت می یابد.» ۳

ویژگی های معماری ایران از نظر ایران شناسان

ایران شناسان برجسته چون پروفسور پوپ، آندره گدار و گیرشمن از دیدگاه باستان شناسی معماری ایران را به دو دوره قطعی قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم کرده و اجزای تقسیم بندی تاریخی خود را بر دوره های حکومتی و به نام معماری سلسله حکومت ها در تاریخ استوار ساخته اند. آندره گدار معتقد است که: «عالی ترین هنر ایرانی به معنی حقیقی هنر، همیشه معماری آن بوده است. این برتری نه تنها در دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی که آثار ساختمانی شان را می شناسیم محقق است، که در مورد دوره اسلامی ایران هم صدق میکند، شاید معماری قدیم ایران است که در شکل جدیدش به بهترین وجهی معماری اسلامی را از نظر هنری و تأثرش از تمدن کهن ایرانی را به ما می شناساند».۴
یکی از ویژگیهای مشترک دیدگاه های برشمرده که پوپ، گیرشمن، گدار، پیرنیا و به آن اشاره می کنند، تداوم، استمرار و پایداری الگوهای معماری ایران است.
ویژگی های معماری ایران از نظر دیرپایی، تداوم، استحکام، زیبایی شناسی، توجه شدید به اعتقادات، آیین ها و پاسداری حرمت روح انسانی را آرتور پوپ چنین توصیف کرده است:

«معماری ایران بیش از ۶۰۰۰ سال تاریخ پیوسته دارد و تا به امروز با نمونه های اختصاصی که در ناحیه پهناوری از افغانستان تا شمال هند و مرزهای چین و تا سوریه و مصر و زنگبار پراکنده است... این معماری در وهله اول دارای مفهوم و هدف دینی و خصلت عرفانی است. برخی عناصر طراحی در معماری ایران بیش از دو هزار سال دوام یافت. مهم ترین جنبه این عناصر تمایل به نمایش عظمت، بهره گیری هوشمندانه از شکل های ساده و حجیم (تصویر ۱)، پایداری کاملاً خیره کننده با آرایه های تزئینی مانند سردرهایی با طاق بلند و ستون هایی با سرستون های مارپیچ حلزونی و مشتی و انواع بیشمار نقشه و نما بود. بی شک برخی از قدیمی ترین سبکها هنوز باقی است. ایوان که در آرامگاه های صخره ای دوره ماد و هخامنشی دیده می شود (تصوير ۲) در پرستش گاه های اشکانی و ساسانی دوباره پدیدار شد و در اعصار اسلامی به عنوان ایوان كاخ و فرم اشکانی آن در ایوان مساجد بکار گرفته شد. به همین ترتیب چهار طاقی نیز که از الگوهای کهن معماری ایران است هنوز در ساخت بسیاری از مساجد و آرامگاه ها و بناهای مختلف در سراسر کشور به چشم می خورد. صحن چهار ایوان که در عصر اشکانی پدید آمده بود از قرن چهارم هجری به صورت سبکی جا افتاده و مسلط در بناهای مذهبی ایران اسلامی جلوه گری کرد... . تصور برج های خاکی سر به آسمان کشیده و نمایش آتش و نور بر آنها برای پیوستن به برجهای فلکی تا سده نوزدهم دوام یافت. معماری ایرانی پیوستگی خود را چنان حفظ کرد که با وجود وقفه ها و انحرافات موقتی که در نتیجه کشمکش های داخلی یا تجاوزهای خارجی پدید آمد، موفق به اتخاذ شیوه ای شد که مشکل است با هر شیوه دیگری اشتباه شود. در معماری ایرانی هیچ بنایی محقر و پیش پا افتاده نیست حتی کلاه فرنگی های باغ ها نیز از وقار و شکوه بهره مند هستند و کوچک ترین کاروانسراها عموماً فریبندگی دارند. بیشتر بناهای ایرانی در توصیف بیان بسیار گویایی دارند در آنها از ترکیب عظمت و سادگی احساسی آنی پدید می آید در حالی که تزئین بنا و سنت های دقیق آن حس مشاهده را به دقت وامی دارد... رسالت دائمی معماری از نظر مادی و نمادی پر کردن شکاف بین دو دنیای خاکی و افلاکی از طریق بناهای سر به فلک کشیده بود... کاربرد نور در معماری ایران با مظاهری همچون خلاقیت، شدت و روشنی به نحوی قاطع نقشی را که مذهب به آن واگذار کرده ایفا می کند. هنوز ایرانی در جستجوی روشنی است و بر عکس از تاریکی و ابهام گریزان است. آرایش بناها در تمام دوره ها صرف نظر از دقت و ظرافت آن، معقول و دقیق می باشد. عشق ایرانیان به زیبایی در تمام نمودهای خود مکمل و ناظر بر فواید عملی عبادت و نیایش بود. در حقیقت زیبایی صفتی خدایی به شمار می رود و اصلی است که مقبولیت جهانی دارد.» ۵
دکتر علی اکبر صارمی در مورد چهارطاقی چنین می نویسد:
«منظور از چهارطاقی، مکانی با کارکرد خاص نیست بلکه جزء كمال یافته ای در نظر گرفته میشود که عناوین خاصی مانند گنبدخانه، هشتی، گوشواره، تالار چلیپا (شکم دریده)، شبستان و... را پیدا می کند. بنابراین چهارطاقی بیشتر القاکننده معمارانه است تا نشان دهنده ابعاد و اندازه های مقیاس های آتشکده های باستانی امامزاده ها و آرامگاه ها و مساجد دارای گنبدخانه تالارهای چلیپایی کاخ ها همگی نوعی چهارطاقی اند و این شاخصه معماری ساسانی حضوری چند هزار ساله در معماری ایران دارد.»۶ (تصاویر ۳-۵)


مروری کوتاه بر معماری گذشته و معاصر ایران

ظهور هر هنری به زمان و مکان خاصی وابسته است اما اگر پدیده ای پس از ظهور به عنوان هنر تثبیت شد و استفاده از آن در طی نسل ها دوام یافت، این پدیده به عنوان هنری پایدار و بدون مرز محسوب می شود و انتقال این هنر به مکان های دیگر در زمان های متفاوت همچون تبادل فرهنگها صورت می گیرد.
در معماری ایران باستان (قبل از اسلام) هر سبک و شیوه معماری که از خارج به ایران می آید، جو حاکم فرهنگی آن را احاطه می کرد و به سیاق ایرانی ارائه می گردید. نمونه این امر کتیبه شوش است که داریوش پس از استعانت از خدای بزرگ می گوید: «این کاخی که من در شوش بنا کردم، تزئینات آن از دوردست آورده شده است. قالب گیری آجرها را بابلیان، چوب سدر از جبل عامل لبنان، چوب یاکا از قندهار، طلا از ساردیس و بلخ، سنگ لاجورد و عقیق از سند و خوارزم،تزئینات از ایونی، عاج از حبشه، هند و آراخونیه، ستون های سنگی از ابیر دو در عیلام، هنرمندان جار ایونی و ساردیسی، زرگران مادی و مصری، نقش آجرهای مینایی توسط بابلیان و تزئین دیوارها توسط افراد مادی و مسری صورت گرفته است... .» ۷
این کتیبه نشانگر استفاده از هنر و مهارت سایر فرهنگ ها میباشد ولی تولید آن بنای خاص هخامنشی است در دوره اشکانیان سبک های محلی ایرانی احیا می شود. ایوان با طاق گهواره ای و گنبد که از تقاطع دو طاق گهواره ای تشکیل می شد از عناصر شاخص و مهم بناها می گردد و حیاط دو ایوانی و چهار ایوانی در بنای کاخ ها و آتشکده ها همچون کوه خواجه (تصویر ۶) و کاخ آشور دیده می شود نمای سه قسمتی با طاق گهواره ای بلند که دو طاق کوچک تر آن را دربر می گیرند نیز در این دوره پا به عرصه حضور می گذارد (تصویر ۷). دوران امپراطوری ساسانی نیز دوران درخشش معماری کلاسیک ایران است. آتشگاه ها و کاخ هایی که در عین سادگی از لحاظ فن آوری از تکنیک بالایی در عصر خود برخوردار بودند. عناصر ثابت کالبدی همچون ایوان بزرگ، چهارطاقی، حیاط مرکزی و استفاده از چشمه ها و آبنماهای طبیعی در بیشتر کاخها وجود دارند ولی هیچ کدام دارای نقشه یکسان نیستند، بلکه با توجه به نیازها و عملکرد خاص بنا و محل قرارگیری، دارای طرحهای متفاوت می باشند (تصاویر ۸ و ۹). دستمایه معماری ایران در این دوره بستر رشد و تعالی معماری دوران بعد از خود می باشد. سده های میانه که تقریبا با تاریخ قرون وسطی مقارن است نیز از دو بخش تشکیل می گردد. بخش نخست از زمان ظهور اسلام تا دوره آل بویه، سامانیان و غزنویان که دوره چهارصد ساله شکل گیری و تکامل تدریجی معماری اسلامی ایران است (تصویر ۱۰) و بخش دیگر آن که در دوره سلجوقی به اوج می رسد دوره پانصد ساله تجلی و تعالی معماری ایرانی اسلامی و پیدایش شاهکارهای هنر تزئینی در معماری است. موضوعات معماری سده های میانه، تماماً مذهبی و بر اساس فیض الهی است. مسجد، امامزاده، آرامگاه، میل و منار و مدرسه و گاه کاروانسرا با اهمیت ترین موضوعات آن سده ها را تشکیل می دهند.( تصویر ۱۱)

وقار معماری سلجوقی، در دوره صفوی به اوج و تکامل می رسد. تزئینات باشكوه و موفق معماری سده های میانه در اشکال جدید و خلاق تری در معماری بکار گرفته میشود. قابلیت های معماری دوران صفوی نیز این امکان را به ما میدهد که آن را دوره دیگر احیاگری معماری ایران به حساب آوریم که در آن تکرار عظمت نمادین معماری ایران در مقیاس وسیع به شکوه خیره کننده ای دست می یابد و کیفیت تازه ای را از لحاظ زیبایی شناسی معماری ایران معرفی میکند تجربه تازه در بکارگیری الگوهای ارزنده معماری باستان و بنای کاخ های باشکوه، ساختمان پل ها، کاروانسراها و احیای مجدد مفهوم باغ و ایجاد باغ های با ارزش و موارد دیگر که در سده های میانه به فراموشی سپرده شده بود، احیا می گردد و اهمیت خاصی میبابد. وجود بناهایی مانند هشت بهشت، عالی قاپو، چهل ستون برتری جویی معماری صفویه را نسبت به معماری گذشته نشان میدهد. از خصیصه های بارز معماری صفوی توجه به معماری سکونتی با کیفیتی تازه و ارزشمند است. این امر در دوران زندیه و قاجاریه تداوم پیدا میکند (تصاویر ۱۲ و ۱۳)

«هنرمندان و معماران این دوره در پی تکرار آگاهانه تاریخ نبودند، بلکه گذشته در حال جریان داشت و از حال میگذشت و به آینده می پیوست. بدین ترتیب طراح مسجد شیخ لطف الله تکرار تاریخ نمی کرد بلکه گذشته در او جاری بود. بدین ترتیب تا نیم قرن پیش فرهنگ حاکم بر معماری ایجاب می کرد که حتماً در ساختمان جدید اعم از خانه و مدرسه و مسجد و بازار و... از الگوها و قالب های موجود در زمینه تکنیک، مصالح، عملکرد، هندسه و تزئینات و ... استفاده شود. به عبارت دیگر معماری گذشته همچون گنجینه ای لایزال از امکانات معمارانه بود که هر معماری با توجه به خلاقیت و دانش و تجربه عملی خود می توانسته از آن برداشت نماید و زنجیره پیوسته فرهنگ ملی ادامه می یافت.» ۸

در این دوره فرم های معماری از ساده به پیچیده مبدل می گردند و بلوغ تازه ای را در فرم شناسی مطرح می کنند. نتیجه اینکه «فرم های معمارانه ای که قابلیت الگوپذیری و تیپولوژیک دارند ممکن است در زمانها و زمینه های گوناگون به گونه ای مشابه بروز نمایند.» ۹

معماری ایران از دوره قاجار تا به امروز

دنیای امروز با تحولات گسترده جهانی ناشی از دو انقلاب صنعتی، انقلاب سیاسی و ظهور دولتهای اروپایی به فاصله گیری هر چه بیشتر این کشورها با سایر کشورهای جهان منجر گردیده است و زمینه رشد امپراطوری های استعمارگرانه جدیدی در اروپا و رقابت شدید برای دستیابی به مستعمرات بیشتر در آفریقا و آسیا را فراهم می آورد. ایران در دوره قاجار هم نتوانست از این تحولات و جریان ها مصون بماند و قرارگیری کشور در زیر نفوذ و سلطه دولتهای اروپایی و از سوی دیگر نوگرایی در ساختار اجتماعی و فرهنگی و حکومتی، که به دست امیرکبیر مطرح گردیده، زمینه را برای بعضی اصلاحات و تغییرات اساسی و از آن جمله استقرار حکومت ملی که در جریان انقلاب مشروطیت قطعیت پیدا کرد، فراهم آورد. معماری هم طبعاً نمی توانست از این تاثیرات دور بماند.

در آن دوران دو شیوه نئوکلاسیک و رمانتیسیزم به عنوان دو نهضت برجسته که از اواسط قرن ۱۸ آغاز شده بود، به صورت جدی و موثر جریان داشت. فصل مشترک این دو نهضت در احیا کردن سبک های گذشته بود. شیوه نو کلاسیک در معماری به عنوان شیوه مسلط اعتبار و دوام خاصی یافت و در دوران قاجار به عنوان تجربه ای تازه بکار گرفته شد. در این دوره بهره گیری از طرح های هنری اروپایی رواج یافت و طرح و نقشه ها و تزئینات بناها به سبک باروک و روکوکو در بناهای مربوط به اشراف دیده می شد. در دوره قاجار با وجود استفاده از نقشه ها و تزئینات غربی هنوز بسیاری از عناصر کالبدی معماری و روح ایرانی در بیشتر بناها حضور دارند و شاهکارهایی مانند مسجد و مدرسه آقابزرگ در کاشان ساخته میشوند.
با وجود اینکه آغاز تحولات و سرچشمه جریان فراگیر معماری معاصر را باید از زمان قاجار پیگیری کرد ولی بیشتر نظریه پردازان آغاز معماری معاصر ایران را از سال ۱۳۰۰ هجری و مقارن با شروع دوره پهلوی اول به عنوان نقطه عطف معماری معاصر به شمار آورده اند همان گونه که ذکر شد شیوه احیایی یا نئوکلاسیک به عنوان سبک غالب معماری ایران در دوره ۵۰ ساله از مشخصه های معماری دوره پایانی قاجار و دوره نخستین پهلوی اول گردید. اولین بنای شاخص این سبک ساختمان مجلس شورای ملی است که در سال ۱۲۵۴ هجری مقارن با ۱۸۷۵ میلادی به دست میرزا مهدی خان شقاقی طراحی گردید. این بنا از ساختمان های باغ بهارستان متعلق به سپهسالار بود که به عنوان نقطه عطفی در شروع معماری معاصر ایران به شمار می آید.
از بناهای شاخص این دوره به ساختمان بانک ملی خیابان فردوسی و مدرسه انوشیروان دادگر، (تصوير ۱۴) تلگراف خانه، عمارت قدیمی شهرداری، ساختمان وزارت امور خارجه، ساختمان دادگستری، موزه ایران باستان، کتابخانه ملی، دانشکده حقوق و باشگاه دانشگاه تهران می باشند که به صورت کلاسیک گرایی احیاگرانه و یا التقاطی ساخته شده اند.

جریان مدرن در معماری ایران

این دوره با تجدد و از نیمه دوم حکومت پهلوی اول شروع می شود. از ویژگیهای مهم این دوره فعالیت چند معمار برجسته در معماری مدرن از جمله فروغی، مهندس وارتان، آبکار، گورکیان، آفتان دليانس و فرمانفرمائیان است، ادامه این جریان با ورود دانشجویان تحصیل کرده خارج از کشور و تاسیس دانشکده هنرهای زیبا وارد مرحله تازه ای می شود. به رغم پیروی معماری دانشکده از سبک معماری مدرن و حاکمیت اندیشه ضد تاریخی در آن دید رمانتیک به گذشته با احداث بناهای آرامگاه بوعلی در همدان و مقبره خیام در نیشابور به طراحی هوشنگ سیحون و با توجه به عطف مشخص تاریخی ادامه یافت.۱۰
با توجه به شرایط مساعد اقتصادی معماری شهری در این دوره در کلیه زمینه های تجاری، اداری، خدماتی، مسکونی، تفریحی و ورزشی فعال می شوند. از اتفاقات مهم این دوره برگزاری مسابقات بین المللی و حضور استادان معماری مدرن چون لویی کان، کنزو تانگه و دیگران در این مسابقه است. در دوره جمهوری اسلامی، معماری متاخر مدرن بدون هیچ بدعت و با اندک تجربه های موفقی ادامه پیدا می کند و اشتیاق معماری ایران در جهت بازگشت به خویش است.
معماری فرامدرن در یک وجه و در وجه دیگر بومی گرایی و رجعت به فرهنگ و معماری خودی همزمان دیده می شوند. در ایران دو ساختمان موزه هنرهای معاصر کار کامران دیبا و مرکز مدیریت تهران کار مهندس اردلان، بیان تازه ای در مفهوم معماری متاخر مدرن یا پست مدرن می باشد.
از اتفاق های مهم در معماری جمهوری اسلامی تجربه محدود ساخت سریع در اقامتگاه حافظیه، کار مهندس شیخ زین الدین و سالن اجلاس سران مهندس فیوضی برای برگزاری کنفرانس سران اسلامی به دست متخصصان ایرانی است. از موارد درخور توجه دیگر می توان به ساخت بنای مصلای بزرگ تهران و ساختمان مجلس شورا در میدان بهارستان اشاره کرد. همچنین احداث برج های مسکونی زیادی در شهر تهران که سبک معماری آنها تداومی از دوره های پایانی سبک بین المللی غرب است، از جمله نمونه های شاخص معماری این سال هاست که پیشرفت عمده ای در بیان معماری و فرهنگ خودی نداشته و تنها به تغییر وسیعی در سیمای شهری تهران انجامیده است.

در جهت حصول زبانی برای معماری امروز ایران بهتر است نکات زیر مد نظر گرفته شوند:

۱-اعتقاد به اینکه معماری سنتی ایران در زمان و مکان خود یکی از با ارزش ترین میراثهای فرهنگی جهانی به شمار می رود؛

۲- معمار باید ابتدا از کشور خویش الهام گیرد و در لابلای کلیات جهان بینی های پیچیده و با دیدن و مطالعه کردن به آن بپردازد. الهام والا از کشور خویش بدون عشق و شناخت به وجود نمی آید؛

 ۳- معمار باید با نظری ژرف، الگوها، نشانه ها۱۱ و علائم را به عنوان دستمایه استخراج کند و آنها را با هوشمندی در آثار خود بکار گیرد. در این راه توجه به ابعاد فضایی و عملکردهای جدید نیز ضروری است؛

 ۴- به موازات تعمق در جایگاه معماری سرزمین نیاکانی خویش می بایست ارتباط خود را با فرهنگ متنوع جهانی حفظ کرد و در همزیستی ای مسالمت آمیز و فراتر از گفتگوی فرهنگ ها، زمینه های علمی و هنری و فرهنگی را با توجه به ویژگی های محیطی ارتقاء داد؛

 ۵- طراحی معماری خودی در ایران، علاوه بر اعتقاد به خویش و عشق به داشته های اصیل، نیاز به پژوهش، هوش و نوآوری دارد. برای دسترسی به زبان و بیان معماری جدید نیاز به برقراری ساختاری مفهومی است که در آن عناصر و كلمات بیانی، همان سطوح و احجامند.

در مطالعه معماری ایران، به مفاهیمی مانند: درون گرایی، تداوم، شفافیت و مقام نور، وقار و استواری، نظام هندسی حساب شده و منسجم، محوربندی ویژه، مرکزیت و سازگاری با طبیعت، مصالح منطبق با محیط (بوم آورد)، مفصل های رابط انتقال دهنده و ... برمی خوریم که با تحلیل کافی از نقش هر کدام و تحلیل نمونه های بارز و شاخص امکان شناخت عناصر و ارزش ها و در نهایت الگوهای بکار گرفته شده در معماری اصیل خودی را پیدا کرده و به عنوان وسیله ای برای خلاقیت و ابداع استفاده کنیم.

«الگوهای زنده اتم جهان مصنوع ما هستند و جوهره ای ناب و پنهان می باشند که هر بنا و یا شهر از آنها ساخته میشود. الگوها تاثیری شدید و عمیق و قدرت ایجاد تنوعی بیکران دارند که می توانند در صورتها یا شکل های مختلف ترکیب شوند. در معماری ایرانی ساختار کلی پیوسته تکرار می شود اما جزئیات همین ساختار کلی مشابه یکبار هم تکرار نمی شود. پس در واقع معمار می تواند با استفاده از زبان الگوها بناها را شکل دهد و با همان الگوها میتوان، بینهایت بنای تازه و بی همتا به وجود آورد. کیفیت بناها حيات و زیبایی و پرابهت ترین بناهای معظم دینی از زبان هایی نشأت می گیرند که سازندگانشان بکار برده اند. ساختار زبان حاصل شبکه روابط بین تک الگوها است و كل زبان به همان اندازه زنده است که الگوهای تشکیل دهنده آن زنده اند. زبان در صورتی مفهوم است که از نظر ریخت شناسی و کارکردی کامل باشد و زمانی از نظر ریخت شناسی و کارکردی کامل است که الگوهایش با هم ساختار کاملی تشکیل دهند که همه جزئیاتش پر شده و هیچ جای خالی در آن نمانده باشد. تک الگوهای زنده توسط معماری ایرانی چه در دوره پیش از اسلام و چه در دوران اسلامی کشف شده بود و معمار می توانست در هر طرح ساختمانی که برایش پیش می آید، زبانی برای خود بسازد. معماری ایرانی آنقدر الگو دارد که در هر بنایی با توجه به منطقه و مکان قرارگیری و زمان ساخت اثر و نیازهای کارکردی بنا، از الگوهای پایدار و ارزشمند خود بیان جدیدی به وجود آورد که بهره گیری از آنها زبان و بیان معماری ایرانی را تشکیل دهد.»۱۲

نتیجه گیری

نتیجه اینکه با حرکت و تعالی از سنت به مثابه نردبانی استفاده کنیم که هنرمند را به بام تعالی هنر خویش و هنر خودی برساند. هنری که دارای هویت خاصی است که نه مثل گذشته است و نه تقلیدی از مشخصه های دیگران و با تکیه بر اصول و مبانی الگوهای معماری پیشین آنها را در جریان فعالیتی خلاق تکامل بخشیده و پیش ببریم. دریافت نکته ها و رازهای هنر گذشته و خلق و ابداع نکته های تازه و کشف معنای هنر گذشتگان، با درک و فهم تأویل کننده یا معمار مربوط است. در این معماری دیگر هرم نماد مورد استفاده در بنای مجلس شورای اسلامی (تصویر ۱۵) نمی شود و ساختمان مرکزی شهر کتاب کاریکاتور مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدوی پاریس نمی گردد (تصویر ۱۶). کاش میشد از طراحان آن بناها پرسید آيا هيچ سمبول و نمادی در ایران یافت نمی شد که با تکیه بر آن و با بیانی نو به طراحی و ساختن بناهای فرهنگی و یادمانی دست بزنیم. آیا طاق عظیم تیسفون، مسجد شیخ لطف الله، مدرسه آقابزرگ کاشان و صدها مثال دیگر نمی تواند سرمشق بناهای هزاره سوم در ایران قرار گیرد؟
پاسخ مثبت به این سؤال ما را بر آن می دارد که با تعمق و تحلیل در زبان و بیان معماری گذشته به بیانی نو در معماری معاصر ایران برسیم و با شناخت دوباره الگوهای کهن معماری به شناخت مجدد اصول معماری خودی دست یافته و به منابع هویتی معماری ایران که بر اساس فرهنگ و تاریخ استوار بوده، مجهز گردیم تا ساخت وسازهای امروز تا این حد با روح و هویت ایرانی بیگانه نباشد .

 

پی نوشت:

۱.پیتر کالینز، تاریخ تئوری معماری دگرگونی آرمان ها در معماری مدرن، حسین حسن پور، قطره، ۱۳۷۵، ص ۱

۲. نصر معتقد است که: «سنت به گونه ای که تعریف شده رسم با عادت نیست، شیوه متناول و مقطعی یک دوره گذرا هم نیست، سنت که مذهب به معنای اعم مهم ترین جزء آن است، همراه و همگام با تمدنی که از آن نشات گرفته و قومی که آن را چون چراغ هدایت خویش برگزیده اند، باقی و پایدار است و حتی آنگاه هم که پرتوی نمی افکند هرگز کاملا به خاموشی نگراییده است. سنت اندیشه هدایت کننده و حاکم بر جامعه متعارف است. ... در حقیقت فنون و هنرها یکی از مهم ترین و بلافصل ترین عرصه های ظهور و تجلی سنت است»،

٣. مریم ماهوش، چگونگی پیدایی باور دینی در اثر معماری، سومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی، جلد دوم، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ۱۳۸۴، ص۴۲۱

۴. آندره گدار، هنر ایران، ترجمه بهروز حبیبی، انتشارات دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۸، ص ۱۳۴.

۵.آرتور پوپ، معماری ایران، غلامحسین صدری افشار، فرهنگان، ۱۳۷۲، صص ۱۳-۹

۶ .علی اکبر صارمی و تقی رادمرد، ارزش های پایدار در معماری ایران، سازمان میراث فرهنگی، صص ۱۷ و ۱۸,

 ۷. رجوع کنید به پیوست شماره ۵، ص ۲۷.

۸.رجوع کنید به پینوشت شماره ۶ صص ۱۴۱ و ۱۴۲

۹. پیشین، ص ۱۵

۱۰ علی اکبر صارمی، پیشین.

۱۱، سمبولها و نشانه ها در کشور ما که از نظر ادبیات و شعر از غنای بی نظیری برخوردار است بازتاب ذهنی است که با حرکت و سیر و سفر از طریق دل، ارمغان و حاصلی را به همراه دارد که با به هم پیوستن و معنا بخشیدن می توان به منبع و ذخیره عظیمی دست یافت.

 ۱۲. برداشت آزاد نویسنده از کتاب معماری و راز جاودانگی، کریستوفر الکساندر، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۱.

 

منبع

۱. آزاد، میترا، بررسی تحول بنای مذهبی دوره ساسانی به بناهای مذهبی قرون اولیه اسلامی ایران، رساله دکتری، استاد راهنما دکتر محمدرضا پورجعفر، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۸۴.