اطلاعات پروژه
نام: خانه ی مهر
آدرس: اصفهان، خیابان مهر
دفتر معماری: استودیو معماری هــمان
معمار مسئول: بهروز شهبازی
همکار طراحی: مسیح مشگ فروش
طراحی داخلی: شراره پولادساز، ندا مصری پور
تاریخ: ۱۳۹۹-۱۴۰۱
مساحت زمین: ۱۰۰ مترمربع
مساحت زیربنا: ۲۰۰ مترمربع
نوع: مسکونی، بازسازی
مهندس سازه: مهندس مجید خسروی
تاسیسات مکانیکی: مهندس جهانگیری
تاسیسات الکتریکی: مهندس داوودی
اجرا: مهدی آبخفته و همکاران
مدیر اجرایی: مهدی آبخفته
نظارت: بهروز شهبازی
گرافیک: مریم شکرالهی، کیمیا والیانی، بهروز باجغلی، کیمیا محمدی، آناهیتا لسانی، فراز طهماسبی
کارفرما: نهال شهبازی
عکاس: کوروش دباغی
توضیحات
سلطۀ مستغلات چنان است که گویی باید پاسخی برای این سوال داشت که در زمانهای که دعوا سر سطح اشغال بیشتر است، چرا باید چنین خانهای را بازسازی کرد و از نو نساخت؟ خانهای تیپگونه که نظیرش همهجا دیده میشود و نهتنها آنقدرها هم اهمیت ندارد، بلکه خودش هم از منطق استفادۀ حداکثری و کمکیفیت از سطح اشغال عرصۀ زمین پیروی کرده است. پاسخ سوال آنقدر نزدیک و پیش چشممان است که آن را نمیبینیم: زیستن. در همین سلطه و در همین خانهها هم میتوان نشانههایی از مقاومت را دید: حیاط کوچک، سهم آسمان و امکانهایی برای تنوع فضایی. به عنوان معمار، دو راه دارید: یا میتوانید همسو با جریان غالب فضاهای متسغلاتی را بازتولید کنید. یا بازگردید و این خردهمقاومتها را در جهت احیای فضاهای گمشده تقویت کنید. راه اول توجهی به زیستن ندارد. باید راه بدیل را جست: شناخت فضا، کاستن از ضعفها و افزودن به توانهایش. بازسازی و مسئولیت معمار در قبالش چیزی غیر از این نیست.
شناختن این ضعف و توانها با صرف زمان در بنا و مواجهه با پیشامدها ممکن میشود. اتودهای میدانی و تصمیمهای طراحانه در حین بازسازی میتوانند خط قاطعی که میان زندگی پیشین بنا، بازسازی و زندگی پسین وجود دارد را بردارند و نظمهای پیشاندیشیده را بر فضایی که خصلتهای بهخصوصی دارد تحمیل نکنند. مثلاً روزنی که برای جابهجایی مصالح باز میشود، میتواند توانش را برای برقراری ارتباط میان فضاهای خانه را هم عیان کند و تبدیل به عنصری طراحانه شود. به این ترتیب نه با یک فرآیند طراحی طولی و خطی، که با فرآیندی عرضی سروکار داریم که کار بازسازی را بدل به پیوندی میکنند میان معماری و زندگی. پروژۀ بازسازی خانۀ مهر به این ترتیب حاصل مجموعهای از ایدههاست که در ارتباطی عرضی با هم قرار میگیرند و آنچه این ایدهها را در یک کل منسجم ادغام میکند چیزی نیست جز خود زندگی روزمرۀ خانگی. زندگی روزمرهای که در زیستن با زمین، زیستن با آسمان، و زیستن در خانه جریان مییابد.
در زیستن با زمین حیاط کوچک با درخت انجیرش و قابی که از آسمان بدل به منظری خصوصی برای خانه شد و با ایجاد گودالباغچه، بخشی از سطح آن به زیرزمین اختصاص یافت. زیرزمین در این خانه یک کارگاه مجسمهسازی است که با ارتباطی که از یک سو با گودالباغچه دارد و از سوی دیگر از راه پلۀ روزندار با بقیۀ خانه، تلاش کرده است کیفیتی زیستن با زمین را غنای بیشتری ببخشد. در زیستن با آسمان،. فضای بام تبدیل به حیاطی شد که بتواند زندگی با آسمان را در خود جای دهد و نقص عملکردی حیاط کوچک را جبران کند. ایدههای غالب برای زیستن در خانه از خود زندگی روزمره آمده است. در بسیاری از خانهها، از جمله خانهای که مورد بحث ماست، میتوان یک مسئله را به عنوان ضعفی دید که تاثیر مستقیمی رو نظم زندگی ما دارد: تفکیک قاطع فضاها و تقسیم آنها میان عرصههای جداگانۀ خصوصی و عمومی. درحالیکه به خود زندگی جاری که بنگریم، طیف وسیعی از فعالیتها وجود دارند که نمیتوان آنها را در این دستهبندی قرار داد. این مسئله در خانههای دوبلکس مضاعف است، چون فضای خصوصی و عمومی در آن حتی در سطح ارتفاعی هم جدا میشوند. تمام شفافیتها، بازسازی دستگاه پله و بازتعریف فضاها به شکل میانی که با تغییرات سازهای در بنا ممکن شد، در جهت ساخت یک طیف میان عرصههای عمومی و خصوصی خانه قرار گرفته است که ارتباطها را از طریق نور، صدا و دید ممکن و در عین حال عملکردهای متفاوتی را در میانۀ خلوتها و اتصالها برای ساکنان خانه تامین کند. از محدودیتهای پروژه یکی هم این بود که نما به دلیل قوانین شهرداری قابل مداخله نبود و باید به همان صورت حفظ میشد. این مسئله در کنار وسعت اندک پلان باعث شد بیشتر این ارتباطات عمودی و در مقطع بنا ایجاد شوند. ارتباطهایی که بیشتر در گفتگو با زندگی ملموس روزمره نظم گرفتهاند تا نظمهای استتیکی کلان.
English
Please click on the link below to view the project's information in English language.
Click Here!